|
" طُــرفــه " | ||
|
باسم الله الرحمن الرحیم سخني كه از گوش وارد ميشود بين سه راهي متوقف و منتظر تصميمات بعدي شماست؛ سه راهي كه يك راهش به قلب ختم ميشود، راه ديگرش به مغز و راه سوم به اون گوش... حرفهاي وارده را هر كدام بايد به سمت مسير خودش رهنمون كني.
برخي را به قلب بفرست تا متحولت نمايد؛ آنهايي را كه يقين داري صادق است. برخي را به مغز هدايت كن تا ارزيابياش كني؛ آنهايي را كه صدق و كذبش را شك داري و برخي ديگر را به اون گوش بفرست تا از صفحه وجودت خارج شود؛ آنهايي را كه يقين داري خراب است. موضوعات مرتبط: اجتماعی برچسبها: گوش, قلب, سخن, یقین, صادق, مغز [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ ] [ طُرفه ]
"به نام نامي دوست كه هر چه هست از اوست" اتوبوس دیر اومد تازه اگر به سرعت هم میرفت و هیچ ایستگاهی توقف نمیکرد با احتساب پیاده روی آخرین ایستگاه تا دبیرستان....من عمرا اگه قبل از آقای...میرفتم سرکلاس! خیلی دلهره داشتم همش دعا میکردم هیچکس تو هیچ ایستگاهی نباشه تا اتوبوس واینسته! اما اونروز از همه روزها منتظرینی که مثل من دیرشون شده بود بیشتر بودن. دیگه پیه دعوای دبیر فیزیک را به تنم مالیده بودم آخه گفته بود بعد ازمن کسی بیاد سرکلاس حسابش با کرام الکاتبینه.ایستگاه اخر از اتوبوس مثل کسایی که دنبالشون میذارن پریدم پایین و چهارنعل به سمت دبیرستان دویدم هنوز 3دقیقه دیگه وقت بود اما چه فایده تا مدرسه اگه هشت نعل هم میرفتم 10دقیقه راه بود تازه همین 3دقیقه هم مثل برق میرفت تو گویی از من عجلش بیشتره! با نامیدی شروع کردم به امن یجیب خوندن....سر چهارراه تصادف شده بود. من که اینجور صحنه ها را مثل خیلیا کارشناسی میکردم بی توجه سعی کردم از بین ماشینهایی که تو ترافیک اعصاب رانندهاشون خورد شده بود رد بشم که ... وای خدای من آقای...دبیر فیزیک!! اون اینجا چیکار میکنه؟ با ترس ولرز جلو رفتم....ماشینش به جلویی خورده بود و به شدت ناراحت منتظر پلیس بود. نفس راحتی کشیدم و برای سلامتیش دعا کردم که : سرت سلامت استاد! ماشین درست میشه! با قدمهایی استوار به سمت دبیرستان راه افتادم و با خودم گفتم: پسر مستجاب الدعوه ای ها! ولی.... موضوعات مرتبط: داستانهاولطیفه ها برچسبها: کلاس, استاد, دعا, مستجاب الدعوه, تصادف [ سه شنبه 1391/02/19 ] [ ] [ طُرفه ]
باسم الذی علم الانسان ما لم یعلم
حتما شما هم این تعبیر " چوب معلم گله هر کی نخوره خُله !" را شنیدید و برداشتتون مثل خیلیها این بوده که چوب معلم همون کار گل را میکنه! اما به نظرم میتوان جور دیگری هم تعبیر کرد: مثلا " چوب معلم همون گله ! یعنی معلم با گل دادنش کارکرد چوب را از بین برده و اثری را که برخی اشتباها برای چوب قائل شدند را به گل داده! همون زمزمه محبتی که جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را ! البته نظر شخصی بود تا شما نظرتون چی باشه؟ ضمنا به مناسبت ایام شهادت استاد مطهر انقلاب شهید مرتضی مطهری (ره) و هفته معلم، دعایی زیبا از معلم اول رسول مهربانی به همراه شعری عنیق در ادامه مطلب آوردم تا شاید مقداری حق مطلب ادا شود.. ادامه مطلب [ سه شنبه 1391/02/12 ] [ ] [ طُرفه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||