خرما فروشِ عاشقِ حسين!
چند هفتهاي بود كه خرماها در انبار گذاشته و منتظر مشتري خوبي بود تا با فروش اونها خرجي سالش را دربياره. شب تاسوعا چند نفر از دوستاش به قصد شوخي شمارشو گرفتن و با تغيير صدا گفتن:
- خرما براي فروش داريد شما؟
- بله بله چقدري ميخواين؟
- هرچي داشت باشي به قيمت 3000 تومن ميخريم! ( قيمت 3000هزارتومن بالاترين قيمت تا اونروز بود)
- (باصدايي لرزان ) در خدمتيم كي تشريف ميارين تا آدرس انبارو بدم؟
- ما فقط فردا يا پسفردا كه تعطيليه ميتونيم بيايم.
- (با صداي محكم و استوار) فردا تاسوعا عاشوراست من خرما نميفروشم!
نام وبلاگ را طُـرفـه که به معنای "نو / نیکو " است گذاشتم امید آنکه نام بامسمایی باشه !