چشاي قشنگ عباس!!
واژه خَلق و خُلق دو واژه كاملا متفاوت و در عين حال كاملا نزديك به همند!
آنچه براي خيليها مهم هست همان خَلق است و آنكه در فرهنگ دين بر او تاكيد شده خُلق است!
و اتفاقا ريشه خيلي از مشكلات هم همين اختلاف در اهميت دادنها بين خُلق و خَلق است.
خَلق همان قيافه ظاهري و جسمي ماهاست و خُلق قيافه باطني و شخصيت ما.
جالب اينجاست كه وقتي در شيوه شخصيتهايي كه خُلق را در درجه اول اهميت قرار دادند مينگريم گاهي اوقات فدا كردن خَلق را در راه خُلق مشاهده ميكنيم! و بالعكس ....
مثلا در زندگي حماسهسازي چون قمرمنير هاشميان ميبينيم كه او چشمان و دستان و تنش را كه مجموعه خَلقش هست فداي خُلقي ميكند كه وفا و ادب و...در او شكل گرفته! يعني او حاضر است براي چشمان بصيرتش چشمان خَلقياش را سپر تيرها نمايد! و متعجبانهتر اينكه كساني پيدا ميشوند و ميسرايند كه " چشاي قشنگ عباس منو ديوونه كرده!!" و اين خروجي همان تغيير در اهيمت دادن به خَلق است و يا خُلق...
نام وبلاگ را طُـرفـه که به معنای "نو / نیکو " است گذاشتم امید آنکه نام بامسمایی باشه !